شطرنج کردن...
شطرنج عالیه...واقعا عالی...اون همه مهره با حرکاتی متفاوت و یا شبیه!...یک صفحه ی شطرنج با ۶۴خانه ک ب طرز عجیب و الهی ای دقت شده در این ک خانه های سفید و سیاه کنار هم باشند و خانه ی هم نام نه!...
شطرنج یک اسب دارد ک شاه ندارد!...این مهره عین گاو(مهره ای ک هنوز در صفحه نیامده و صرفا بازیگردان است)متفاوته!...هر گهی بخواد میتونه بخوره...البته جالبه ک بر خلاف اسب های معمول و عرب و غیره این بدبخت اصلا سرعتش خوب نیست...بخواد از این گوشه ی صفحه بره گوشه ی مخالف پدرش در میاد...
"تو تو فکر من منم قفل رو بیت موزیک صدا حرفای بچه ها تو میبینی اما فکر میکنم جفت کوریم"
شطرنج یک فیل دارد ک برخلاف فیل های اصیل و اونایی ک واقعا فیلن خیلی سرعتش زیاده...ضمنا کلا بلده مورب حرکت کنه...اصلا کجه این بشر!...نمیدونم چرا هیچوقت اونقدر از فیل خوشم نیومده...شاید چون اسمش منو یاد این میندازه ک چاقم!:))
همیشه اون اوایل همه میگفتن ارزش مهره ی اسب معادل ۳پیادست و فیل ۳.۵...اما من همیشه میگفتم گور بابای نیم پیاده!من اسبو بیشتر دوست دارم...
البته بعدش ک حرفه ای شدیم گفتن برتری هایی هست مانند برتری دوفیل...زر میزنن بابا کثافتا...حالا مثلا انگار برتری دو اسب نداریم!
رخ...خیلی خیلی دوسش دارم...همیشه هم وقتی بچه بودم و هنوز شعور شطرنجی نداشتم:-"(یعنی مثلا وقتی میبردم ب حریف میخندیدم:-" :| )وقتایی ک خیلی برنده بودم ب جای اینک وزیر بیارم تو رخ میاوردم تو تا هم حریف تحقیر بشه!:))و هم اینک علاقم ب رخ ارضا بشه!...
من رخ رو قشنگ دوست دارم...خیلی زیاد...رخ عالیه...فقط در صراط مستقیم حرکت میکند!
رخ منو یاد ی آدم قلچماق و شرخر میندازه!:))خیلی هم شاختر از فیله...با اسب هم زوج خیلی شاخی میشه
وزیر...همیشه ب زیاد بودن قدرتش حسودیم میشه...کثافت رخ و فیل رو با هم تو جیبش داره(یگانه بودن اسب پابرجاست:* )...هم تو عرض زر زر میتونه بکنه هم تو طول صفحه و هم مورب:|...کثافتا...همیشه از اینک میگفتن وزیر ملکه و همسر شاه است بدم میومد:|...آخه با وجود اینک بدم میومد از وزیر اما دوست نداشتم اصلا ک زن شاه بمیره:-<...یعنی دوست نداشتم زن هیچ کس بمیره
پیاده...بدبخت ترین مهره ی شطرنج!...دیگه این یکی رو همه متفق القولند ک از خودش هیچی نداره!...آس و پاس...انواع خوبشون میتونن زیاد برن جلو تجاوز کنن ب عرض اول حریف و هر مهره ای ک دلشون میخواد بشن(چقدر مسخرست ک اگه وزیر بشه یعنی شاه دو تا زن داره:| )و انواع خوب دیگشون هم میتونن دژ بسازن برای شاه خودشون...
اما قضیه اینه ک پیاده میتونه از پوپولیسم دور بشه!...نذاره عوام فریبش بدن...اون موقع میشه پیاده ی منفرد...و وقتی این پیاده از شک گذشت و ب ایمان رسید میشه پیاده ی رونده ک نهایتش جاییه ک خودشو فدا میکنه تا شاهش ببره بازی رو...البته هر پیاده ی رونده ای منفرد نیست...
نحوه ی حرکتش هم خیلی جالبه...اوایل میذارن دو تا هم بیاد جلو...اما بعدش باید ی دونه ی دونه بره جلو...وقتی هم میخواد مهره ای رو بزنه باید مورب جلو رو بزنه...بدبخت از اسب هم کندتره...ک البته منطقیه!...ولی منطقی نیست از فیل کندتر باشه...اونم خیلی کندتر:|
شاه...بدبخت ترین تر مهره ی شطرنج!...وای ب روزی ک ببازه!...در اون صورت شاه و مهره های حریف تا ته توشن!...وای ب روزی ک زن دوم بگیره!...اون موقع همسرش اصلا توجه نمیکنه ک شاه هست یا نه:))و کل دربار هم طرف وزیر رو میگیرن تو اون لحظات...بعدم کلا هی باید دستور بده ب مهره هاش و کیه ک از شاه پیروی کنه با این گرونی...خلاصه همه ی بدبختی های عالم انگار تو این مهره ی بدبخته!...باید با حیا باشه نه فاحشه...حق نداره زیاد بره جلو وقتی گرگ هایی در کمینند چون کیش و شاید بعدا مات بشه...
البته ارزشش هم زیاده ها!...در این حد ک وقتی کیش بشه بازی ی لحظه متوقف میشه و باید شاه رو از کیشی در آورد بعد هر غلطی خواستن بکنن...اگه هم مات بشه ک دیگه واویلا...کثافتا این مات بشه دیگه بازی نمیکنن:|...واه واه واه!
بدبخت توی حرکت کردن هم همون وزیره منتها با شعاع یک خونه فقط:))
توی شطرنج باید برد....این تنها قاعدشه...تمام این کتابا هم چرت میگن...از من گفتن!
تو هم شطرنجبازی:| :-<
از برزخ این دو روز بی پندارم