خجالت های خواستنی..
امروز هم 22شون بود :)اسفند نود و سه بی رقیب بهترین ماه زندگیم بوده تا الان
و اینا رو فقط و فقط ب خانمم مدیونم
همواره مسخره میکردم این ادبیات رو.خانم و آقا و.. :))
الان شده زندگیم
دختری ک اول براش عجیب بود امروز تو اتوبوس حرف نزدنم..کم کم فهمید دارم نگاهش میکنم..کم کم دیوار غرورش شکست و اون هم شروع کرد ب نگاه.کم کم عینک هامونم در آوردیم تا چشم هامان بی مرز در معرض هم باشند :)
کم کم حتی عقاید کمی تغییر کرد..بی حرف.با خجالت ها
بگذار رک بگویم.اونی ک دوسش داری باش میگردی دنبال حرف برا حرف زدن.اونی ک خیلی دوسش داری حرف خودش میاد..اونی ک عاشقشی نیازی ب حرف نداره.باشه فقط.نگاه بس است
ب جایی میرسی ک عضلات صورتت ب لبخند نمیروند.نه چون خوشحال نیستی..از همیشه بهتری.اما گویا میترسند جوری بخندند ک حق مطلب را ادا نکنند.گویا میترسند از ذره ای تصنع هم داشتن..
شنیدی میگن چنان حس زیبایی دارم ک قلم قاصر است و بر ورق نمیاید و زبان ساکت است؟
الان هم باید بگیم چنان شادی ای دارم ک عضلات صورت ناتوانند و بر صورت نیاید لبخندی و ابراز خاموش است..
امروز از اون روز ها بود
ممنونم پاندام :)تا ابد..تا ته
و اینا رو فقط و فقط ب خانمم مدیونم
همواره مسخره میکردم این ادبیات رو.خانم و آقا و.. :))
الان شده زندگیم
دختری ک اول براش عجیب بود امروز تو اتوبوس حرف نزدنم..کم کم فهمید دارم نگاهش میکنم..کم کم دیوار غرورش شکست و اون هم شروع کرد ب نگاه.کم کم عینک هامونم در آوردیم تا چشم هامان بی مرز در معرض هم باشند :)
کم کم حتی عقاید کمی تغییر کرد..بی حرف.با خجالت ها
بگذار رک بگویم.اونی ک دوسش داری باش میگردی دنبال حرف برا حرف زدن.اونی ک خیلی دوسش داری حرف خودش میاد..اونی ک عاشقشی نیازی ب حرف نداره.باشه فقط.نگاه بس است
ب جایی میرسی ک عضلات صورتت ب لبخند نمیروند.نه چون خوشحال نیستی..از همیشه بهتری.اما گویا میترسند جوری بخندند ک حق مطلب را ادا نکنند.گویا میترسند از ذره ای تصنع هم داشتن..
شنیدی میگن چنان حس زیبایی دارم ک قلم قاصر است و بر ورق نمیاید و زبان ساکت است؟
الان هم باید بگیم چنان شادی ای دارم ک عضلات صورت ناتوانند و بر صورت نیاید لبخندی و ابراز خاموش است..
امروز از اون روز ها بود
ممنونم پاندام :)تا ابد..تا ته
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 22:40 توسط پ
|
از برزخ این دو روز بی پندارم