از تو و او بای بای کردم
حالا میتونم راحت و آزاد باشم!لم بدم مثل الان اینجا پشت لپ تاب تکراری ی چیزی بلمبونم نگران نمره ها و هیچ نباشم و حتی ب کلمه ی سقوط دیگر فکر نکنم
چرا ک شاید فکر کردن ب سقوط است ک سقوط را سقوط کرده است
و آهنگ گوش دهم.البته فقط آهنگ هایی ک ناراحتم نکنند
بسیار آن کار را کنم.انگیزه ای نیست دگر
و تماما راحت باشم.نه حتی لش.چون لش ب یکسری چیزا  اعتراض داره و لشی پیشه کرده!لش لذت بیخیالی محض را ندارد

روزهای یکنواخت اما جذاب
فکر میکردم هیچوقت نمیتونم بیخیالت شم.الان ب نظرم میاد میشه ولی باید بیخیال همه چیزای دیگه هم بشم.باشه.بهای معقولیه..


راستی پارسا داره میاد.آینه ی گذشته ی من :))