میخوام ی متن بلندی رو نقل کنم...
از کسی ک وقتی شروع ب خواندن کتابش کردم در این حد بش ایمان آوردم ک میخواستم از هر طریقی شده همه ی کتاب هاشو جور کنم...
---------
"عشق:عشق واقعی احساسی است مقدس و ایده آل با معنی عمیق و شدید ک فقط عاشق واقعی معنی عمق و شدت آن را در وجود خود درک و حس مینماید و طبیعتا عشق هر کس برای دیگران قابل درک نیست.اما همه ب خصوص جوانان ک بیشتر در معرض سواستفاده از این کلمه ی مقدس قرار دارند بایستی بدانند ک عاشق واقعی 3صفت بارز و شاخص را برای صدق ادعای خود باید داشته باشد در غیر این صورت ادعای مدعی کذب محض است.
اولا فردی ک محبوب خود را ب حد افراط دوست دارد و دلبستگی مفرطی را در وجود خود نسبت ب محبوب ادعا میکند و خود را عاشق مینامد در تمام عمر نه تنها نمیتواند هیچ توقع و انتظاری را از محبوب خود داشته باشد بلکه نمیتواند چنین توقعی را در نهاد خود احساس نماید.
احساس وجود توقع و انتظار در هر شکل ممکن از محبوب شاید برای هیچ کس مشخص نباشد ولی خود فرد میتواند با داشتن چنین احساسی بفهمد ک عاشق نیست و هر محبوبی ک کوچکترین علائم توقع را در وجود محب درک نماید باید بداند ک اظهار علاقه از طرف محب عشق نیست.
ثانیا انگیزه ی عاشق در عشق واقعی فقط رضای محبوب و معشوق است و بس.ثانیا عاشق واقعی برای وصال ب معشوق نمیتواند صبور و متحمل باشد و تحت عنوان هیچ بهانه ای حتی بهانه ی موجه از تلاش برای رسیدن ب محبوب باز ایستد و این توانایی را داشته باشد ک برای وصال از جان مایه بگذارد
اگر محبوبی برای دستیابی ب خواسته اش از عاشق ب صبر و تحمل دعوت شود این علامتی است ک نشان میدهد عشق محب کذب است و نمیتواند احساس خود را ب عنوان عشق معرفی نماید.
ثالثا عشق احساسی است ک نمیتواند ب زمان یا مکان خاصی تعلق داشته باشد و یک عاشق واقعی باید احساس مستمر و رو ب تزاید تا رسیدن ب فنا و نیستی در حق محبوب از خود نشان دهد.عاشق واقعی در هر شرایط نمیتواند از چنین احساسی خلاص شود

حالا خود شما قضاوت کنید آیا چنین عشق نسبت ب یک انسان غیر از افسانه در جایی دیگر پیدا میشود؟"
-------
سودای پلید...دکتر شجاع الدین شقاقی

+نقد!:خب جناب دکتر...چند مطلب را ب خوبی بیان کرده اند...اما غفلت هایی بخشش ناپذیر داشته اند...
1-عشق از جنس دوست داشتن نیست...عشق حدی از دوست داشتن نیست...پس کذب است گفتن اینک عشق دوست داشتن افراطی است
2-واقعی واژه ی درست نمیباشد...چرا ک واقعیت یعنی چیزی ک اکنون در منصه ی نمایش است...شما باید از واژه ی حقیقی استفاده میکردید(در بحث فلسفه تعاریف همین میزان مهم هستند ک میتوانند ب تمام یک متن را زیر سوال ببرند)
3-در باب اولین خصلت از خصایل عاشق یک مسئله ی اساسی وجود دارد...از دید من این خصلت یک استثنا دارد...وقتی معشوق تخم عشق نسبت ب تو را داشته باشد ولی همچنان تو را نخواهد!!...تخم عشق را میتوان پرورد و میتوان نه...اما اگر آن را پرورش دادی نتوان بازگشت...و از دید من عاشق حق دارد ناراحت شود...اگر عشق ورزیده و معشوق تخم عشق را نپرورده...این تنها استثنای قاعده است...
4-شما مبحث 0و1 را مطرح کرده اید...گفته اید اگر این ویژگی نباشد"محض"است کذب بودن عشق عاشق...این اشتباه است جناب شقاقی...عشق یک حالت طیفی دارد...در عشق میتوان بسیار عاشق بود یا کمتر عاشق بود...این گونه نیست ک بگوییم او عاشق است و آن دیگری نه...ما میتوانیم حد بگذاریم و بگوییم از این میزان کمتر کسی عاشق نیست...ولی نمیتوانیم 0و1 لحاظ کنیم.پس نتوان گفت کسی ک این صفات را نداشته باشد عاشق نیست
5-یک نکته ی بسیار کلیدی وجود دارد...شما این 3خصلت را در کنار یکدیگر لازم و کافی مطرح کرده اید...یعنی هر کدام از این خصائل ب تنهایی صرفا"لازم ولی ناکافی"هستند...از شما سوال دارم جناب شقاقی...آیا هر کدام از این خصائل را جایی دیگر دیده اید...مسلما ما شتاب و نداشتن صبر را در چیزهایی دیگر هم دیده ایم...اما حس نمیکنید این شتاب تفاوتش بسیار قابل ملاحظه است؟
خیر جناب استاد...بنده گمان دارم هر کدام از این ویژگی ها ب تنهایی میتواند ما را بر درستی عشق مطمئن کند...یقینا بقیه نیز برقرار خواهند بود اگر عشق حقیقی باشد...اما ممکن است ما در باب آنها اشتباه کرده باشیم و دیدمان اشتباه باشد...پس هر کدام از آنها"لازم و کافی"خواهند بود برای عشق

*در مورد شخص خودم با این تعاریف...من انتظار را ب شروطی داشتم و دارم نسبت ب معشوق...و این انتظار هم روز ب روز کاسته شده است از میزانش
اما متاسفانه دومی و سومی را در حد اعلا داشته ام و دارم...نتوانستم دو ماه صبر کنم و ب معشوق برسم...از سویی دیگر هم نمیتوانم از این حس خلاص شوم


بعله...ب جای درس ب نقد این پایان نامه ی شدیدا ارزشمند دکتر شقاقی روی آورده ام :) >:D<
------------
و نکته ی آخر...دکتر...گفته بودید این عشق فقط در افسانه هاست...
ممنون ک بر من اثبات کردید زندگیم افسانه هست و نیاز نیست در آن تفکر کنم و غمگین شوم >:D<تمام آن شوخی است
:-<