باز هم
بعد از آن بیخیالی عالی آمد دوباره این گل قالی!...نمیروی از یادم هر دم...
نمیدونم...واقعا نمیدونم خب...
دارم میرم خرم آباد...اسمش سفره ولی خب شاید اون جا باشی...دارم میرم اونجا دنبالت بگردم؟!...
اصرار داشتم بریم همدان ولی نشد...ب نظرم امکان اینک اونجا باشی بیشتر بود...
نمیدونم...
مهم نیست...یعنی مهمه اما راهی نیست
نمیدونم...واقعا نمیدونم خب...
دارم میرم خرم آباد...اسمش سفره ولی خب شاید اون جا باشی...دارم میرم اونجا دنبالت بگردم؟!...
اصرار داشتم بریم همدان ولی نشد...ب نظرم امکان اینک اونجا باشی بیشتر بود...
نمیدونم...
مهم نیست...یعنی مهمه اما راهی نیست
+ نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 23:46 توسط پ
|
از برزخ این دو روز بی پندارم